پنجشنبه 23 اسفند 1397 / 09:15|کد خبر : 2849|گروه : فرهنگی

بیجار بام ایران گزارش می دهد؛

الماس کردستان اولین شهید مزار شهدای بیجار / شجاعت شهید الماسیه قابل وصف نیست

الماس کردستان اولین شهید مزار شهدای بیجار / شجاعت شهید الماسیه قابل وصف نیست

یک روز شهید الماسیه با یکی دیگر از دوستانش به قبرستان شهر رفته بود و بعد از ذکر فاتحه گفته بود ، حیف نباشد این قبرستان مزار شهدا نداشته باشد، دوست دارم بعنوان اولین شهید در اینجا دفن شوم.

به گزارش خبرنگار بیجار بام ایران ، خورشید، بزرگ ترین مؤذن صبح است و شهید، والاترین مکبر آزادگی؛ و کدام تکبیر، رساتر و فراگیرتر از شهادتینی که در بی تعلق ترین ثانیه های زندگی، بر زبان شهید جاری می شود؟!

 

آری! رهایی، محصول دل سپردگی مردان جهاد، به عالمی فراتر از خاک است؛ محصولی که توازن عقل های زمین را درهم می شکند. پس سلام بر شهدا که ایستاده می میرند، سلام بر آنهایی که بدون هیچ ادعایی رفتن و خدایی شدن برای اینکه زمینیان بمانند و ادامه دهنده راه آنها باشند، آنان که رفتند و کار حسینی کردند و اینان که ماندند باید کار زینبی کنند وگرنه همان یزیدی هستند.

 

صحبت از عشق و عاشقی که به میان می آید دست و دلم می لرزد,بخصوص وقتی سخن از کسانی باشد که عشق حقیقی را درک کرده و مسیر رسیدن به معشوق را طی کرده اند و به کمال مطلوب رسیده اند.

 

می خواهم از شهید محمد علی الماسیه بنویسم ، شهیدی که زنجیرهای اسارت روح خود را پاره کرد و آزاد شد، شهیدی که با غلبه بر یزیدیان نفس خویش در کربلای درونش پیروز میدان بوده و سپس به جنگ با یزیدیان دون فطرت زمان خویش رفته .

 

در سال 1327 در خانه ای پر از عشق و شور پسری به دنیا آمد که نامش را محمد علی نامیدند ، در یک خانواده مذهبی ، متدین ، اصیل ، نجیب و سرشناس متولد شده بود ، پدر و مادر هر دو با اصالت و زحمتکش و پرهیزگار بودند، پدرش شغل خیاطی داشت ، دوستدار طبیعت بود و به باغداری و نهال کاری و زراعت علاقه وافر داشت .

 

 

 

مادر بزرگوار محمد علی خانه دارا بود  ، در کنار انجام وظایف خانه دارای و تربیت و پرورش فرزندانش ، به کار قالیبافی مشغول بود و در این زمینه هنرمندی چیره دست بود و بافنده ای ماهر و سرشناس و نامی که فرشهای بافت وی شهره بازارهای فرش ایران و گران بها ترین فرش منطقه به حساب می آمد .

 

شهید محمد علی الماسیه دوره دبستان و دبیرستان را در زادگاهش بیجار سپری و دوران خدمت سربازی را بعنوان سپاه دانش در روستاهای همدان به انجام رسانید و بعد از آن در بانک ملی بیجار استخدام و تا سطح معاونت پیش رفت ، او از استعداد سرشاری برخوردار بود و در کنار تحصیلات کلاسیک به فراگیری علوم حوزوی و معارف اسلامی اهتمام زیادی داشت و یکی از مهارت های خاص شهید خلاصه کردن کتاب ها بود ، طوریکه یک کتاب 500 صفحه را در چند سطر خلاصه و جان مطلب را در حدود نیم ساعت تا یک ساعت صحبت تحویل شنونده می داد.

 

روز 22 اسفند 97 سینما آزادی بیجار حال و هوای دیگری داشت ، به همت حوزه هنری و بنیاد شهید انقلاب اسلامی و گرامیداشت یاد و خاطره شهید محمد علی الماسیه اولین شهید شهرستان بیجار مراسمی با حضور خانواده و دوستان شهید برگزار شد.

 

 

فرزندم شیفته امام خمینی (ره) بود

احیا شکرگزار مادر شهید محمد علی الماسیه در حاشیه این مراسم در گفتگو با خبرنگار ما اظهار داشت: محمد علی فعال و سخت کوش بود به مادیات بی اعتنا بود ، از همان دوران نوجوانی به فعالیت های مذهبی و سیاسی عاقه شدیدی داشت ، اصلا دروغ نمی گفت به روحانیت علاقه وافری داشت و از همان سالهای 41 و 42 مرید و شیفته امام خمینی (ره) بود و البته همیشه جانب احتیاط را رعایت می کرد.

 

وی گفت: ماه مبارک رمضان یک ماه بهشتی و به یاد ماندنی در خانواده ما بود ، محمد علی قبل از اینکه به سن تکلیف برسد روزه میگرفت ، یکی از شب های قدر تنها در مراسم مسجد سیدالشهدا شرکت کرده بود و از قضا که مراسم طول می کشد ، خوابش می برد و کفش هایش گم می شود و به کمک یکی از دوستانش به خانه آمد.

 

 

 

علاقه شدیدی به مطالعه کتاب داشت

رسول الماسیه بردار کوچک شهید محمد علی الماسیه نیز در گفتگو یا خبرنگار ما ضمن گرامیداشت یادو خاطره 450 شهید شهرستان بیجار بیان داشت: برادرم در تمام لحظات همراه پدر و مادر بعنوان فرزند ارشد وظیفه فرهنگی خود را ادا می کرد ، روحیه با نشاط همراه با درک درست از جامعه ایشان را بعنوان مرکز ثقل خانواده و فامیل قرار داده بود ، علاقه شدیدی به کتاب و مطالعه داشت .

 

برادرم در ماه های مبارک رمضان با کمک دوستانش آقایان حاج ابوالقاسم معمار و حاج آقا جواهری و دیگر دوستان از حوزه مبلغینی را دعوت می کرد تا شب ها در مسجد برای عموم مردم سخنرانی داشته باشد، از جمله سخنران ها آیت الله مشکینی ، آقای ناطق نوری ، آقای نوراللهی و حجت الاسلام دهش از مشهد را به خوبی به یاد دارم.

 

 

دوست دارم اولین شهید بیجار باشم

حاج ابوالقاسم معمار از دوستان شهید محمد علی الماسیه هم در این مراسم با بیان خاطراتی از شهید محمد علی الماسیه گفت: تشکیل کتابخانه ولیعصر و فعالیت در این کتابخانه شروع فعالیت های سیاسی شهید الماسیه بود .از کارهای بسیار شجاعانه شهید تایپ اعلامیه های امام و سایر مراجع بود و شهید به بهانه انجام کارهای عقب افتاده بانکی شبانه بوسیله ماشین تایپ بانک این کار را انجام میداد.

 

هر چند به خاطر تایپ اعلامیه ها در بانک لو رفته بود و همین موجب شد 4 تا 5 سال زندان ساواک را با شکنجه های سخت تجربه کند ، اما هیچگاه از زندان و شکنجه و عزل اصلا نمی هراسید.

 

این دوست شهید بیان داشت: یک روز شهید الماسیه با یکی دیگر از دوستانمان به قبرستان شهر رفته بود و بعد از ذکر فاتحه گفته بود ، حیف نباشد این قبرستان مزار شهدا نداشته باشد دوست دارم بعنوان اولین شهید در اینجا دفن شوم.

 

 

رژیم برای مقابله با شهید الماسیه وی را به کرمانشاه تبعید کرد

محمد جواهری از دوستان نزدیک شهید محمد علی الماسیه هم در این مراسم معنوی در  گفتگو با خبرنگار ما بیان داشت: از همان دوران کودکی با شهید دوست بودیم و علاقه خاصی به وی داشتم ، فعالیت های مذهبی و سیاسی را با هم آغاز کردیم ، مشارکت در امور خیریه از جمله ویژگی های شهید بود ، اولین نمایشگاه کتاب بیجار توسط محمد علی الماسیه برگزار شد .

 

وی تصریح کرد: اما رژیم منحوس شاهنشاهی دیگر تحمل اقدامات سیاسی محمد علی را نداشت و وی را به بیستون کرمانشاه تبعید کرد. ، شهید آنجا هم آرام نگرفت و سکوت نکرد و در تظاهرت های سنگین کرمانشاه علیه رژیم ستم شاهی و حمایت از امام امت و فرامین مقدس آن شرکت می کرد و در یکی از تظارهات ها که در صف اول هم بود در تاریخ 11 مهر ماه سال 1357 به فیض عظمای شهادت که آرزوی دیرینه اش بود رسید.

 

 

 

نحوه به شهات رسیدن شهید محمد علی الماسیه

نمونه بارز شجاعت شهید در چگونگی شهادتش متجلی است ، در روز 10 مهر سال 57 به همه اطلاع می دهند که منزل امام در نجف اشرف تحت محارصره است و اجازه ورود و خروج را به هیچکس نمی دهند ، در کرمانشاه برای اعتراض به این موضوع تظاهرات راهپیمایی در روز 11 مهر ماه 1357 از مسجد آیت الله بروجردی آغاز می شود ، محمد علی هم از بیستون با وجود مشغله ی کاری که ریاست بانک را بعهده داشت شرکت در این راهپیمایی را بر خود فرض می داند و خودش را به خیل عظیم جمعیت می رساند که در حین راهپیمایی سربازان رژیم شاهنشاهی به مردم حمله می کنند و یک ماشین ارتش با سرعت مردم را زیر می گیرد و چند نفر به شهادت می رساند ، محمد با شجاعت و جسارت از ماشین بالا می رود و دست راننده ماشین را می گیرد که چرا چنین می کند تا بلکه از کشتار بیشتر مردم جلوگیری کند اما سرباز از خدا بیخبر از پایین سینه و قلب او را نشانه می گیرد و بدین تربیت محمد علی الماسیه در روز 11 مهر ماه سال 57 در سه راه نواب کرمانشاه به فیض شهادت نائل می آید و بعنوان اولین شهید مزار شهدای شهرستان بیجار آرام می گیرد.

 

انتهای پیام/



برچسب ها :

شهید محمد علی الماسیهاولین شهید شهرستان بیجارشب خاطرهشجاعت شهیدبیجار

نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   

ADS In Website
 

صفحه ها   ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آخرین اخبار   ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پربازدیدترین اخبار یک ماه اخیر   ــــ