سه شنبه 3 تیر 1399 / 13:23|کد خبر : 3732|گروه : فرهنگی

بیجار بام ایران گزارش می دهد؛

مادران شهدای کردستان اسوه های صبر و استقامت + عکس

مادران شهدای کردستان اسوه های صبر و استقامت + عکس

کردستان دیار مادران فداکار و صبوری است که فرزندان آنها توسط منافقین و ضد انقلاب و گروهک های ضد انقلاب به فیض عظمای شهادت نائل آمدند.

به گزارش خبرنگار بیجار بام ایران ، می نویسم تا یادم نرود، تمام اقتدار میهنم را از پرواز شما دارم،این روزها بیشتر از همیشه شرمنده نگاه منتظرتان هستیم، آن نگاهی که گویا فریاد میزند...خونمان را به سازش با دشمن نفروشید ، افسوس...هزاران افسوس که خون دل خوردنت هایتان...یادمان رفت.

 

شهید نامی آشنا با خطه گلگون کفن سرزمین مجاهدت های خاموش، نامی که امنیت امروز ما مدیون فداکاری و از خودگذشتگی آنها بود.

 

کردستان ، سرزمین کوه های سر به فلک کشیده ، دیار شیر مردان غیور عرصه نبرد ، دیار شهیدان بهاری، دیار شهید حاجیان، دیار شهید ورمقانی ، دیار شهید سید منصورو سید مصطفی بیاتیان ، دیار مردانی است که از همان بدو تشکیل پایه های انقلاب در درگیری با ضد انقلاب تلاش های زیادی کردند و جوان های زیادی در این راه خون خود را دادند تا نگذارند ناموس و آب و خاک آنها به دست گروهک های ضد انقلاب بیفتد.

 

کردستان دیار مادران فداکار و صبوری است که فرزندان آنها توسط منافقین و ضد انقلاب و گروهک های ضد انقلاب ب فیض عظمای شهادت نائل آمدند.

 

گاهی میان همه هیاهو‌ها و شلوغی‌های این روزهای‌مان، صدای شیون و اشک و آه مادران و همسران شهدا به گوش می‌رسد، مادرانی که قامتشان از رنج هجران خمیده شده است و هنوز با خاطرات فرزند دلبندشان روزگار سپری می کنند.

 

عظمت دریا مدیون قطره و عظمت ایران مدیون قطره قطره خون شهیدان و عظمت شهدا مدیون زحمات مادران شهید پرور است،مادران شهدا شاهدانی بی ادعای هستند که با خدای خود معامله کردند و قطعا اجر آنها کمتر از شهادت نیست.

 

اگر ایثار و شهامت ، شجاعت ، صبر و استقامت این شیر زنان ایران زمین نبود ، خدا می دانست چه بر سر نهال نوپای انقلاب می آمد.

 

شهیدان و ایثارگران سرزمین مجاهدت خاموش فصلی از زیستن را رقم زدند که در آن تجهیزات،کثرت لشکر و..... هیچ جایگاهی در ادبیات اعتقادی و سیاسی آنها نداشت و تنها ایمان و اعتقاد راسخ بود که مردان نستوه و زنان را در مبارزه بر سر آرمانها مستحکم و پایدار نگاه داشت.

 

نخستین تصویری که از خانواده شهدا در ذهن نقش می بندد مادران شهیدان والامقام هستند که با وجود تحمل بیشترین داغ و مصیبت، کمتر دیده شده اند.
 

 

چه کسی خبر دارد از دل آن مادری که ، پسرش موقع رفتن سرش را خم کرد تا از در خونه رد شود ، اما بعد از 16 سال فقط چند تکه استخوان برایش به سوغات آوردند.

 

 

آوردن چند تکه استخوان و یک پلاک، پایانی بر 16 سال انتظار مادرانه

 

اختر نیازپور ، مادر شهید محمد جعفر رضایی ، یکی از 450 شقایق پرپر شده بام ایران است ، مادری که 16 سال رادیو کوچکش همدم تنهایی اش بود تا شاید خبر اسارت، شهادت یا زنده بودن فرزند دلبندش را از "رادیو بغداد" بشنود.

 

مادر شهید گفت: محمد جعفر در سال 1343 در همین خانه که روزگاری صفای خودش را داشت متولد شد و از همان دوران کودکی علاقه خاصی به فعالیت های مذهبی داشت و همیشه نمازش را در مسجد سیدالشهدا که آن زمان به عنوان پایگاه فعالیت های مذهبی بیجار بود اقامه می کرد.

 

مادر شهید از اینکه محمدجعفر جزء دانش آموزان ممتاز دبیرستان طالقاتی بود و اینکه دلبندش علاقه زیادی به کارهای خانه و هنری به ویژه گلیم بافی داشت، برایمان گفت.

 

مادر شهید از جمع ما 13 نفر برایمان گفت، از 13 مرد کوچک در زمان جنگ با توجه به اینکه همگی جز دانش آموزان ممتاز دبیرستان بودند، درس و مدرسه را ترک می کنند و در سنگر جهاد و شهادت حاضر می شوند.

 

او بیان داشت: ابتدا راضی به رفتن محمدجعفر نبودم ، مخصوصا پدرش با رفتن محمد جعفر مخالف بود ، پدرش اصرار داشت محمد جعفر بماند و به درسش ادامه بدهد ، اما نجواهای شبانه محمد جعفر با خدای خود توانست دل پدر را نرم کند و به رفتن او رضایت دهد.

 

مادر شهید با اشک در چشمانش گفت : دردهای من از زمانی آغاز شد که هیچکدام از دوستان محمدجعفر از وی خبر نداشتن و این آغازی بود بر شروع انتظار من و تنها همدم من در 16 سال یک رادیوی کوچک بود که هر روز گوشم را به آن می چسباندم تا شاید نام دلبندم را از رادیو عراق بعنوان اسیر بشنوم.

 

تابستان سال 76 پایانی بر انتظار 16 ساله مادر شهید محمد جعفر رضایی بود، خبر آوردن چند تکه استخوان و یک پلاک و جفتی پوتین پایانی بود بر انتظار بلند مادری که سپیدی موهایش گواه آن بود.

 

 

شهیدی سقای جبهه های غرب کشور بود

 

شهید علی اکبری بهاری یکی از 450 لاله پرکشیده بیجار گروس است که در شب عملیات لقب سقاء به  وی دادند و دو ماه بعد از  عقدش در درگیری با منافقین به شهادت رسید.

 

نارنج حسنی مادر شهید علی اکبر و علی اصغر بهاری ، نمونه ای از اسطوره های فداکاری ایران زمین هستند که دو شهید به انقلاب اسلامی تقدیم کرده است.
قداست معنای مادر یادآور همه ایثارها و تلاش‌هایی است که این موجود برای آنچه در بطن خود پرورانده انجام می‌دهد. مادری که من امروز به پای صحبت‌هایش نشستم رنج و دردش شاید کمتر از مادران سایر شهدا نباشد.

 

از دو فرزند شهیدش می گوید ، علی اکبر و علی اصغر بهاری ، شهیدانی که برای دفاع از خاک و ناموس رفتند تا دست بیگانگان به یک وجب از زمین مقدس کشورمان نرسد.

 

با صدای آرام که بعد از گذشت 80 سال حجب و حیا در آن موج می زد گفت: علی اکبر در بین جوانان روستا به نیک نامی شهرت داشت ، همواره لبخند ملایمی بر لبانش نقش بسته بود و این تبسم همیشگی به چهره اش آرامش زیبایی می بخشید.

 

مادر شهید بهاری از تواضع فرزندش برایم گفت و بیان داشت: در خدمت کردن به پدر و مادر زبان زد همه بود و با تمام وجود در مقابل والدینش تواضع به خرج می داد و خیلی ها به رفتار نیک او که توام با تواضع و فروتنی بود غبطه می خورند.

 

وی ادامه داد: به عشق علی اکبر امام حسین (ع) نام علی اکبر را برایش انتخاب کردیم و از همان بدو تولد دارای ویژگی های خاصی بود.
 

 

وی گفت: فعالیت های انقلابی علی اکبر از سن 18 سالگی شروع شد و همراه برادرش اوسط که لباس سبز پاسداری به تن داشت در مقابل گروهک های ضد انقلاب ایستادگی کردند.

 

 

شهیدی که بعد از دو ماه از عقدش به شهادت رسید

 

علی اوسط بهاری برادر شهید در گفتگو با خبرنگار ما گفت: روزهای پایانی سال 1360 با عده ای پاسداران بیجار که در پایگاه های عملیاتی نجف آباد و جعفر آباد مستقر بودند ، ماموریت پیدا کردیم تا برای مقابله با گروهک ههای ضد انقلاب به منطقه تکاب از توابه آذربایجان غربی غزیمت کنیم.

 

وی افزود: آن شب تا دیر وقتبا آب از بچه ها پذیرایی کرد و دوستان لقب سقا به او داده بودن ، پس  از کمی استراحت راهی منطقه شدیم و روستایی که گروهک های ضد انقلاب در آن پناه گرفته بودند را به محاصره ی خود درآوردیم.

 

وی با بیان اینکه بعد از چند ساعت درگیری ، روستا به تصرف رزمندگان سپاه درآمد ، گفت: بعد از چند ساعتی به من اطلاع دادند که برادرم از ناحیه چشم مجروح شده و در همین هنگام سریع خودم را به بالینش رساندم و او در بین پیکر شهدا و دیگر مجروحان افتاده بود.

 

برادر این پاسدار شهید اسلام به نام علی اصغر با عضویت بسیجی در سال 1366 در منطقه عملیاتی جنوب به درجه رفیع شهادت رسید و مزار هر دو برادر در زادگاهشان در کنار هم قرار گرفته است.

 

 

فهمیده ای از دیار غیور مردان کردستان

نامش یدالله بود و نام خانوادگیش محمدی ، کم سن و سال ترین شهید کردستان بود و به فهمیده کردستان مشهور بود.هر چند کم سن و سال بود اما با شجاعت و دلیرمردی خود در اوایل انقلاب در مقابله با گروهک های ضد انقلاب توانست نام زیبای کردستان را بر قله های غیرت و جوانمردی برای همیشه تاریخ حک نماید.

 

مادر شهید که بیش از 80 سال سن داشت در گفتگو با خبرنگار ما اظهار داشت: شهید همیشه لبخند به لب داشت و هیچ گاه نماز اول وقت را فراموش نمی کرد،بسیا ر با حجب و حیا و دوست داشتن کار خیر را در گمنامی انجام دهد.

 

او گفت: پسرم بدون اینکه به ما اطلاع بدهد به عضویت بسیج درآمده بود و هر چند وقت یکبار به جبهه اعزام می شد و برای اینکه کسی از این کار او اطلاع پیدا نکند آدرس منزل را به کسی نداده بود.

 

یدالله محمدیان در سن 13 سالگی به جبهه رفت و در سن 15 سالگی در جزیره مجنون بر اثر اصابت گلوله بعثیون عراقی به فیض عظمای شهادت نائل آمد.


انتهای پیام



برچسب ها :

مادر شهیدانکردستانضد انقلابشهید بهاریشهید رضاییشهید محمدیانفهمیده کردستان

نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   

ADS In Website

صفحه ها   ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آخرین اخبار   ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پربازدیدترین اخبار یک ماه اخیر   ــــ