چهارشنبه 10 شهریور 1400 / 09:29|کد خبر : 4413|گروه : فرهنگی

گذری بر زندگینامه شهید شاخص کشوری؛

محمود امان اللهی شهیدی که در قلب مردم کردستان نفوذ کرده بود/تپش قلب یک سرهنگ جانباز در سینه پسر 17 ساله

محمود امان اللهی شهیدی که در قلب مردم کردستان نفوذ کرده بود/تپش قلب یک سرهنگ جانباز در سینه پسر 17 ساله

همرزم شهید امان اللهی گفت: زمانی با محمود به سرکشی خانواده‏ای بی ‏سرپرست در کردستان رفتیم. بزرگی محمود را آنجا دیدم، پسر جوان خانواده کفش ‏های محمود را بوسید و بالای طاقچه خانه‏ شان گذاشت از او سوال کردم: «این چه کاری است می‏کند؟» گفت: «من جانم را برای این مرد می‏دهم. اینکه چیزی نیست.» محمود ارج و قرب ویژه ‏ای میان اهل تسنن و کرد‏ها داشت. در حقیقت محمود امان ‏اللهی، امان ‏نامه کردها شده بود.

به گزارش خبرنگار بیجار بام ایران، می گویند شهدا زنده اند و نام و یادشان همیشه در تاریخ جاودانه است و یادگاران زنده ای هستند که همچون خورشید حیات بخش بوده و مسیر زندگی ما را روشن می کنند.

 

از پیاده روهای استان کردستان گذر کنید هر چند متری نام شهیدی بر تابلویی نقش بسته است، به هر اداره ای که پا بگذارید قاب شهید و یا فرزند شهید در حال خدمت را خواهی دید که بیان گر حفظ جایگاه و مقام شهدایی است که برای ما خون دادند و ایثار کردند.

 

بی شک این یک اعتقاد است درونی است که عده زیادی عکس قدیمی شهداء را بر طاقچه های منازل و یا روی دیوار ادارات مساجد و جاهای مختلف نصب می کنند و یا روی پوسترها بنرهای مختلف ادارات به چاپ می رسانند.

 

شهیدان و ایثارگران سرزمین مجاهدت های خاموش فصلی از زیستن را رقم زدند که در آن تجهیزات،کثرت لشکر و..... هیچ جایگاهی در ادبیات اعتقادی و سیاسی آنها نداشت و تنها ایمان و اعتقاد راسخ بود که مردان نستوه و زنان را در مبارزه بر سر آرمانها مستحکم و پایدار نگاه داشت.

 

این بار می خواهیم از شهیدی بنویسیم که فرزند شهید است، مردانگی را آموزش داد و در برابر ظلم سر فرود نیاورد و در سال 1400 بعنوان شهید شاخص کشوری معرفی شد.

 

 

شهید محمود امان اللهی فرزندی از کوه های فلک کشیده کردستان

شهید محمود امان اللهی در روز 25 خرداد سال 1339 در خانواده ای متدین و کشاورز در روستای جعفرآباد از توابع شهرستان بیجار استان کرستان چشم به جهان گشود.

 

او اولین پسر خانواده است، پدرش شخصی بود که مردم آن ولایت او را به شجاعت و جوانمردی می شناسند، پناهگاه محرومان و مظلومان بود حتی پاسگاه ژاندارمری روستا هم از او حساب می برد.

 

محمود دوران کودکی و فراگیری تحصیلات ابتدایی را در روستا پشت سر نهاد و برای ادامه ی تحصیل علم، ناگزیر زادگاه خویش را ترک کرد و به ترتیب با تحصیل در دبیرستان سعدی شهر تکاب از توابع آذربایجن غربی و دبیرستان 25 شهریور شهر کرمانشاه در سال 1356 دیپلم گرفت.

 

مهرماه همان سال به تهران رفت و در دانشکده افسری ارتش ثبت نام نمود و با اشتیاق به آموختن علوم .و فنون نظامی، دوران شبانه روزی و دشوار دانشگاه را با موفقیت سپری کرد.

 

 

شهیدی که فرزند شهید است

در همین زمان بود که پدر محمود در درگیری با منافقین در شهر تکاب به فیض عظمای شهادت نائل آمد.

 

موحد امان اللهی فرزند شهید محمود امان اللهی در گفتگو با خبرنگار بیجار بام ایران اظهار داشت: پدرم اسوه صبر و بردباری بود کسی که به انقلاب و آرمان هایش وفادار بود و زندگی و شهادتش برای ما یک درس بزرگ بود.

 

وی ادامه داد: با شروع تجاوز ارتش بعث عراق به مرزهای جنوبی کشور، در روز دوم مهرماه سال 1359، بر اساس تدبیر سرلشکر شهید سید موسی نامنوجی فرمانده دانشکه افسری، پنج گردان شامل 731 نفر از دانشجویان از دانشکده افسری به وسیله 10 فروند هواپیمای 130c به فروگاه اهواز عزیمت و به سرعت در مناطق جنگی جنوب مستقر شدند.

 

 

شهیدی که تن بی هوشش به اسارت دشمنان افتاد

فرزند شهید امان االهی بیان داشت: طبق تعریف همرزمان پدرم ، در پاکسازی ها و درگیری ها یکی از دانشجویان به نام محمود امان اللهی جلوه کرد و رشادت ها و شجاعت هایش از چشم سرهنگ صیاد و فرماندهانش پنهان نماند و به آینده اش امیدها بستند.

 

امان اللهی ادامه داد: وقتی که 31 شهریور سال 1359 ارتش تا بن دندان مسلح عراق به سوی ایران تاخت، پدرم و دوسانش اولین گروه از دانشجوایان بودند که شهید نامجو آنان را به خرمشهر فرستاد.

 

وی عنوان کرد: آنان دوشاوش جوانان شهر و پاساران، مقاومت شگفت انگیزی از خود نشان دادند که تعدادی ااز آنها پیش از آنکه تانک های عراقی به خرمشهر برسد، شهید شدند.

 

فرزند شهید امان اللهی اضافه کرد: در همان ایام پدرم با آیت الله خامنه ای(مد ظله العالی) و شهید دکتر چمران آشنا شد و مورد تشویق آنان قرار گرفت.

 

وی ادامه داد: در روزهای مقاومت خرمشهر، پدرم دو بار مجروح شد که بار آخر تن بی هوشش را عراقی ها به اسارت بردند.

 

 

 

شکنجه شهید امان اللهی در زندان بعثی ها

امان اللهی ادامه داد: پدرم در دوران اسارت در كنار بزرگواراني همچون سرور احرار و آزادگان، شهيد حجت الاسلام ابوترابي بودند و به گواهي شهيد ابوترابي، ايشان بخاطر عدم همكاري با استخبارات بعث و تحريك نمودن ساير اسراء به مقابله با نيروهاي بعثي، بارها مورد شكنجه و آزار و اذيت قرار مي گرفتند آنچنانكه با صداي تلاوت قرآن، اذان و مداحي در رثاي امام حسين(ع) و يارانش، عراقيها را به ستوه آورده بود و به همين علت براي جبران اين سرسختيها وي را بدون معالجه در سياه چالها و شكنجه گاه هاي قرون وسطائي و در زندان هاي مخفي رژيم بعث عراق شكنجه مي كردند.

 

 

 

شهید امان اللهی اولین آزاده ای که به میهن برگشت

امان اللهی تصریح کرد: بر اساس مستندات سازمان صلیب سرخ جهانی که در کتاب اسناد تبادل اسرا منتشر شد، از جمع 39 هزار آزاده، شهید محمود امان اللهی اولین آزاده ای است که به میهن اسلامی بازگشت.

 

 

شهیدی که در قلب مردم کردستان نفوذ کرده بود

ابوالفتح زنجانی، از همرزمان ودوستان صمیمی شهید شهید محمود امان‏ اللهی که خود 8 سال اسیر رژیم بعثی عراق بوده، با بیان اینکه محمود مرد خدا و مرد جبهه ‏های کردستان بود و کمر صدام را در کمتر از یک سال در منطقه کردستان شکست، اظهار داشت: «محمود بسیار فرد معتقد و مومن و با خدایی بود، به محمود بارها پیشنهاد کردند که هرچه بخواهد به او می‏دهند تا دست از کار‏های خود بردارد، اما محمود قبول نکرد چون آزادمرد بود. بزرگ و کوچک او را به سرگرد می‏شناختند، آن زمان من اسیر بودم اما محمود همه جا از من به عنوان برادر بزرگتر یاد می‏کرد.»

 

وی عنوان کرد: زمانی با محمود به سرکشی خانواده‏ای بی‏سرپرست در کردستان رفتیم. بزرگی محمود را آنجا دیدم، پسر جوان خانواده کفش‏های محمود را بوسید و بالای طاقچه خانه‏ شان گذاشت از او سوال کردم: «این چه کاری است می‏کند؟» گفت: «من جانم را برای این مرد می‏دهم. اینکه چیزی نیست.» محمود ارج و قرب ویژه ‏ای میان اهل تسنن و کرد‏ها داشت. در حقیقت محمود امان ‏اللهی، امان ‏نامه کردها شده بود.»

 

زنجانی خاطر نشان کرد: «محمود همیشه ناراحت بود چرا جسمش در جبهه‏ ها تکه تکه نشد، وصیت کرده بود بعد از مرگش اعضای بدنش را اهدا کنند.

 

 

شهید امان اللهی نوزدهمین اهدا کننده قلب در ایران

آنچه كه ايشان در سالهاي پس از جنگ همواره با آن دست به گريبان بودند، آسيب هاي جسمي ناشي از دوران اسارت و جنگ بود.

 

تا اينكه سرانجام بعلت جراحات شديد مغزي، طي دو مرحله در بيمارستان توحيد شهر سنندج تحت درمان و مراقبت پزشكان قرار گرفتند اما به دليل عدم بهبودي و بنا به تشخيص پزشكان، ايشان را بصورت اورژانسي بوسيله هواپيماي ارتش در تاريخ 7/3/1379 به بيمارستان خانواده ارتش در تهران اعزام نمودند، بستري و تحت درمان قرار گرفتند اما متأسفانه علي رغم تلاش پزشكان و مراقبتهاي ويژه ، بهبودي حاصل نشد و در تاريخ 15/3/1379 به بيمارستان دكتر شريعتي تهران انتقال يافت كه در نهايت اين رزمنده خستگي ناپذير در مورخه 17/3/1379 نداي حق را لبيك گفت و به ديدار پدر و همرزمان شهيدش شتافت.

 

بنا به وصيت شهید قلب و كليه هاي آن بزرگمرد به ٣ نفر از نيازمندان كه سالها از درد بيماري رنج مي كشيدند، اهداء گرديدو پيكر مطهرش پس از اجراي مراسم تشييع در دانشگاه افسري امام علي(ع) و شهر بيجار پس از سالها دوري، در زادگاهش و در ميان سيل خروشان همرزمان، اقوام و مردم شهيدپرور تشييع و در كنار مزار پدر شهيدش به خاك سپرده شد.

 

فرزند شهید بودن، شهادت، جانباز بودن، آزاده بودن و ایثارگری پس از حیات، قاری قرآن، مداح اهل بیت عصمت و طهارت، ناطق و سخنور بسیار توانا هم به زبان ترکی و زبان کردی از ویژگی ها و امتیازات برجسته ای که شهید محمود امان اللهی را از دیگر اشخاص متمایز ساخت.

 

انتهای پیام/



برچسب ها :

شهید امان اللهیتهدتء قلبمداحاولین آزادهفرزند شهیدشهید شاخص کشوری؛ کردستان

نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   

ADS In Website

ADS In Website

صفحه ها   ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پربازدیدترین اخبار یک ماه اخیر   ــــ